ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

25

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

از سوى ديگر واسطيان نيز رسولى را به خدمت آقسنقر برسقى فرستادند و از او كمك خواستند . آقسنقر نيز قشونى را كه در اختيار داشت براى كمك به آنان اعزام داشت . اما مهلهل كه سپاهيان دبيس را تحت فرماندهى خود داشت در راه شتاب ورزيد و منتظر لشكريان امير مظفر نشد چون فكر مىكرد كه به تنهائى مىتواند به منظور خود برسد و يك تنه به افتخار پيروزى نائل گردد . بدين ترتيب او در دوم ماه رجب ، يعنى يك هفته زودتر از موعدى كه با امير مظفر قرار گذاشته بود ، با قشون واسط روبرو شد . در جنگى كه ميان مهلهل و واسطيان رخ داد ، مهلهل و لشكريانش شكست خوردند . سربازان واسط پيروزى يافتند و مهلهل و عده‌اى از بزرگان قشون او را اسير گرفتند . درين جنگ بيش از هزار نفر از قشون مهلهل كشته شدند ، در صورتى كه از واسطيان هيچكس ، جز يك نفر ، بقتل نرسيد . اما مظفر بن ابو الجبر از بطيحه با قشون خود حركت كرد و به - غارتگرى و فساد پرداخت و پيش رفت . كسان او نيز در راه از ارتكاب هيچ كار زشتى دريغ نورزيدند . وقتى به واسط رسيدند و خبر شكست مهلهل را شنيدند ، سر - افكنده بازگشتند . در ميان غنائمى كه مردم واسط از قشون مهلهل به دست آوردند يادداشتى هم به خط دبيس پيدا شد كه به مهلهل دستور داده بود مظفر بن ابو الجبر را دستگير كند و اموال بسيارى را كه در بطيحه فراهم آورده ، ازو بگيرد . اهالى واسط اين دستخط را پيش امير مظفر فرستادند و گفتند : « اين خط نوشته كسى است كه تو او را به سرورى اختيار كرده‌اى